مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

421

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

حسن و قبح مباحث مربوط به ادراك عقلى حسن و قبح اشيا و ملازمه آن با حكم شرع بحث حسن و قبح ، بحثى كلامى است ، اما به اين مناسبت كه در بحث دليل عقل ، اصوليون از مستقلات عقلى و غير مستقلات عقلى سخن به ميان مىآورند ، وارد علم اصول شده است . در علم كلام بحث مىشود كه آيا افعال ، جداى از بيان شارع و به‌خودىخود ، داراى حسن و قبح مىباشد ، يا اينكه اتصاف افعال به حسن و قبح به بيان شارع بستگى دارد . « اشاعره » معتقدند حسن ( خوب ) آن است كه شارع آن را پسنديده بداند و به انجام آن دستور دهد . به عقيده آنان حسن و قبح ( خوبى و بدى ) به يك امر واقعى برنمىگردد ، بلكه منوط به امر و نهى شارع است . « عدليه » ( اماميه و معتزله ) معتقدند همه افعال ، جداى از بيان شارع ، داراى ملاكات واقعى و ارزش‌هاى عقلى است . البته بعضى از افعال داراى حسن و قبح ذاتى بوده و به خوبى يا بدى توصيف مىشود ، مانند : حسن عدل و قبح ظلم . برخى ديگر ، اقتضاى حسن و قبح داشته و اگر مانعى ايجاد نگردد ، حسن يا قبيح مىباشد ؛ براى مثال ، كذب ، اقتضاى قبح و صدق ، اقتضاى حسن دارد ، اما اگر صدق باعث قتل بىگناهى شود ، قبيح و اگر كذب موجب حفظ جان او گردد ، حسن است . برخى ديگر لا اقتضا مىباشند ، مانند : ضرب ( زدن ) كه براى تأديب ، خوب و براى انتقام ، بد است . نكته : بعد از اثبات حسن و قبح عقلى و اينكه عقل مىتواند حسن ( بايسته بودن ) يا قبح ( نبايسته بودن ) بعضى از افعال را درك كند ، اصوليون بحث كرده‌اند كه آيا علاوه بر اين ، هرآن چه نزد عقل حسن يا قبيح بود نزد شارع هم حسن يا قبيح است ؟ ازاين‌رو ، در مستقلات عقلى ، اصولىها از دو مسئله ، بحث مىكنند : 1 . صغرا ، كه كدام فعل اختيارى در نزد عقل ، حسن و يا قبيح است ؛ 2 . كبرا ، كه آيا هرچه را عقل درك نمود و طبق آن حكم كرد ، شرع هم طبق آن ، به وجوب يا حرمت حكم مىكند يا نه . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 2 ، ص ( 9 - 8 ) و 16 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 210 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص ( 517 - 494 ) . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 361 . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص ( 225 - 223 ) . موسوى بجنوردى ، محمد ، مقالات اصولى ، ج 1 ، ص 361 . حسن و قبح اعتبارى حسن و قبح نيازمند به واسطه در اتصاف شىء به آن دو حسن و قبح اعتبارى ، مقابل حسن و قبح ذاتى و عرفى بوده و عبارت است از حسن و قبح فعلى كه آن فعل به تنهايى ، نه علت تامه براى حسن و قبح است و نه مقتضى آن ، بلكه حسن و قبح آن اعتبارى است ؛ به اين معنا كه اگر فعل به اعتبار عناوين ضميمه شده به آن ، در زير عنوان « حسن » قرار گيرد ، حسن ، و اگر زير عنوان « قبيح » قرار گيرد ، قبح پيدا مىكند و اگر داخل در هيچ‌كدام نباشد يعنى نه عنوان حسن برآن منطبق باشد و نه عنوان قبيح نه حسن دارد و نه قبح ، مانند : عنوان زدن يتيم ، كه اگر به قصد تأديب او باشد ، زير عنوان عدل قرار گرفته و حسن است و اگر به عنوان تشفى و تعدى باشد ، داخل در عنوان ظلم بوده و قبيح است . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 220 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 2 ، ص 64 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 499 . حسن و قبح اقتضايى ر . ك : حسن و قبح عرضى حسن و قبح ذاتى حسن و قبح بىنياز از واسطه در اتصاف شىء به آن دو حسن و قبح ذاتى ، مقابل حسن و قبح عرضى و اعتبارى بوده و مراد از آن اين است كه برخى از افعال اختيارى علت و تمام موضوع براى حكم عقلا به حسن يا قبح ، مىباشد ؛ يعنى عقلا هرجا با اين عنوان روبه‌رو شوند ، به حسن يا قبح آن حكم مىكنند ، مانند : عنوان عدل و ظلم ، و علم و جهل ، كه عناوين عدل و علم ، حسن ذاتى دارد ؛ يعنى تمام موضوع براى حكم به حسن مىباشد . همچنين ، ظلم و جهل ، تمام موضوع براى قبح مىباشد . علت اينكه به اين قسم حسن و قبح ذاتى گفته مىشود اين است كه اين عناوين به‌خودىخود و به‌طور مستقل به حسن و قبح متصف بوده و به واسطه در اتصاف محتاج نمىباشد . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 220 . جناتى ، محمد ابراهيم ، منابع اجتهاد ( از ديدگاه مذاهب اسلامى ) ، ص 233 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 499 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 2 ، ص ( 62 - 60 ) . حسن و قبح شرعى حسن يا قبح امرى به اعتبار تعلق حكم شرع به آن حسن و قبح شرعى ، مقابل حسن و قبح عقلى بوده و عبارت است از حسن و قبح افعال اختيارى انسان كه ناشى از حكم شارع به حسن و يا قبح آنها مىباشد ؛ يعنى هر فعلى را كه شارع به حسن آن حكم كرد ، حسن است و هر فعلى را كه به قبح آن